شما اینجا هستید: خانهمقالاتبرنامه ریزی و مدیریت شهرینقش رسانه‏ هاي مجازي در توليد فضاي شهري

نقش رسانه‏ هاي مجازي در توليد فضاي شهري

نوشته شده توسط  نازنين ضياء صابونچي 05 مهر 1392 برای نظر دادن اولین باش!
این مورد را ارزیابی کنید
(3 رای‌ها)


نقش رسانه‏ هاي مجازي در توليد فضاي شهري
دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال
نازنين ضياء صابونچي*

چکيده

با ورود فن‏آوري‏هاي جديد به دنياي رسانه در دهه 80 قرن بيستم ميلادي و افزايش سرعت بي‏نظير گسترش فن‏آوري اطلاعاتي- ارتباطي، تغييرات زيادي در ساختار شهر‏ها صورت گرفت. فضاي مجازي بوجود آمده ناشي از فن‏آوري نو، شهروندان را از يکديگر جدا کرده و شخصيت جديد فضاهاي اجتماعي و سياسي را تحت کنترل خود در آورده است. در نتيجه شهر‏ها که روزگاري به سبب اشتياق بشر براي برقراري ارتباط با همنوعان و تبادل عقايد و افکار شکل گرفته بودند، در حال از دست دادن اين خصوصيت برجسته‏ي خود هستند. در اين مقاله تغييرات حاصل از ورود فن‏آوري نو و رسانه‏هاي مجازي به عرصه‏ي فضاي عمومي مورد بررسي قرار مي‏گيرد و به امکانات و محدوديت هاي حاصل از حضور رسانه‏ي مجازي در سطح شهر پرداخته مي‏شود و در نهايت خصوصيات فضاي عمومي در هزاره سوم ارائه مي‏گردد.

واژگان کليدي: رسانه مجازي، فضاي شهري، برقراري ارتباط، هزاره سوم

1. اين مقاله برگرفته از پايان نامه کارشناسي ارشد نگارنده تحت عنوان "مدياتک، فضاي شهري هزاره سوم" با راهنمايي دکتر سيد محسن حبيبي مي باشد.
*کارشناس ارشد معماري، دانشگاه آزاد اسلامي واحد تهران شمال E-mail: این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
مقدمه
شهر که از ابتداي پيدايش خود به منظور تسهيل ارتباطات و تبادل اطلاعات شكل گرفته بود، رسانه را در ساختار خود به همراه داشت. رسانه در طول زمان كالبدهاي ويژه¬اي را نظير ميادين، بازار، خيابان، مركز محلات و... را به خود اختصاص داده بود تا جايي كه گاه عناصر معماري مانند تلگرافخانه، پستخانه و... طي رشد روز افزون آن مطرح گرديدند. در ابتدا تبادلات و ارتباطات-اطلاعات و تجارب از طريق چهره به چهره و سينه به سينه در فضاهاي اصلي شهرها شكل مي¬گرفت و از فردي به فردي و از محله¬اي به محله¬اي ديگر انتقال مي¬يافتند. (چه بسا كه هنوز آثار آن در كشور خودمان باقي است.) اما با گذر زمان و در خلال دهه¬ي 80 قرن بيستم ميلادي فن¬آوري¬هاي جديدي به دنياي رسانه¬ها وارد شدند:
 روزنامه¬هاي مهمي كه در دو بعد محلي و جهاني چاپ و منتشر شدند.
 افزايش ايستگاه¬هاي راديويي و تخصصي شدن آن¬ها
 دستگاه¬هاي پخش ويدئو كه راه حل جايگزين برنامه¬هاي رسمي و خسته¬كننده¬ي تلويزيون بود.
 عرضه¬ي فيلم به صورت گسترده و در قالب نوارهاي ويدئويي.
 افزايش كانال¬هاي تلويزيوني.
 قابليت ضبط برنامه¬هاي تلويزيوني در زمان¬هاي خاص و مشاهده¬ي آن¬ها در اوقات فراغت از كار و...
تا امروز كه با سرعت بي¬نظير گسترش فن¬آوري اطلاعاتي –ارتباطي و خطر اضمحلال شهرها مواجه هستيم. ويريليو در اين باره مي¬گويد: «فراتر از تلويزيون و دكورش، اين تمام شهر است كه در دنياي مجازي واژگون مي¬شود و به همراه آن تمامي افرادي كه براي زندگي در آن خود را آماده مي¬كنند.» (Virilio , 1995 ).
فضاي مجازي بوجود آمده ناشي از فن¬آوري نو به دليل ماهيت خاص خود و غير واقعي بودنش اذهان عموم را به خود مشغول ساخته است. زيرا با الگوهاي پيشين و عينيت يافته قابل تشريح نيست. با افزايش نقش رسانه¬ها و ارتباطات الكترونيكي در زندگي روزمره، شهروندان از يكديگر جدا شده¬اند و برنامه¬هاي گوناگوني وقت آن¬ها را پر كرده است. در نتيجه رسانه¬هاي غول آسا با شخصيت جديد، فضاهاي اجتماعي و سياسي را تحت كنترل خود در¬آورده اند.
در چنين بستري اين پرسش مطرح مي¬شود كه با ورود فن¬آوري نو و رسانه¬هاي مجازي به عرصه ي زندگي، چه نوع تغييري را در عملكرد¬ها و ارتباطات جاري در عرصه¬هاي عمومي و فضاهاي شهري شاهد خواهيم بود؟

روابط اجتماعي جديد شهرها در هزاره سوم
در جامعه¬ي معاصر دو دسته رابطه¬ي اجتماعي وجود دارد. يك نوع رابطه¬ي واقعي و ديگري رابطه¬ي مجازي است كه هر كدام از آن¬ها نقش متفاوتي را در زندگي اجتماعي ما ايفا مي¬كنند.
«اعضاي جامعه¬ي مدني كه بوسيله¬ي قابليت¬هاي عقلاني و دلايل و برهان به توافق اكثريت به اجتماع مي¬رسند، اين بار ديگر تنها در فضاهاي ارتباطي شهري نظير ميدان¬ها و خيابان¬ها عرصه¬ي تبادلات خود را نمي¬بايند بلكه به شكلي جدي¬تر از ارتباطات گسترده و تسهيلات آن استفاده مي¬كنند. بنابراين مي¬توان گفت كه حوزه¬ي نويني به نام «جامعه¬ي مجازي» براي تحقق آزادي¬هاي فردي و حقوق سياسي به صورتي مكمل براي «جامعه-ي مدني» پديدار گشته است. گرچه هنوز بسياري از جوامع به جامعه¬ي مدني دست نيافته¬اند ليكن اين فرصت مي¬تواند از طريق امكانات فن¬آوري نو چند برابر شود. همچنين عرصه¬ي نو عمومي در فضاهاي مجازي به ارتباط متقابل مناسب¬تري با دو بخش ديگر دولتي، خصوصي دست يافته است.» (امامي؛ 1383 )
شبكه¬هاي ايجاد شده به علت قابليت در دسترس بودن و خصوصيت جابجايي؛ كانال¬هاي ارتباطي مناسبي را به طور مداوم و به هر مقصدي فراهم مي¬كنند. در نتيجه شهرها؛ كه روزگاري به سبب اشتياق بشر براي برقراري ارتباط با همنوعان و تبادل عقايد و افكار شكل گرفته بودند؛ با وجود اين امكانات در حال از دست دادن اين خصوصيت برجسته¬ي خود هستند.
در گذشته رابطه متقابل، طي تردد و براي انجام نيازهاي روزانه، ميسر مي¬شد. با ورود اتومبيل و تلفن به عرصه¬ي شهرها بر شدت آن افزوده گشت. اما امروزه فضاهاي شهري تسليم حضور همه جانبه¬ي ماشين¬ها گرديده¬اند و با حذف بار فرهنگي خيابان ها به علت كاركرد گرايي (فونكسيوناليسم)، روابط و تماس هاي فردي جاري در عرصه¬ي خود را به دست فراموشي سپردند. به طوريكه فضاهاي ارتباطي–عمومي، فضاهاي از دست رفته شهري تلقي گرديده و از بستر شهرها حذف شدند. تا جايي كه اين روابط به فضاهاي بسته¬ي تجاري – فرهنگي محدود شدند. اين مكان¬هاي عمومي تنها محل ملاقات¬هاي مردم براي يافتن ارتباط با ديگران محسوب مي گردند. اين امر بر اساس كارايي هر چه بيشتر فضاي شهري صورت پذيرفت. آنچه ساكنان شهرهاي كنوني از كمبود آن رنج مي¬برند همين فضاهاي ارتباطي عمومي براي برقراري ارتباطات فيزيكي مي¬باشد.
با ورود به فضاي مجازي كه امكان برقراري روابط با واسطه نظير اينترنت فراهم شد، روابط اجتماعي نه تنها توسعه يافته بلكه در معرض تغييري بنيادين قرار مي¬گيرد. به اين صورت كه فضاهاي رسانه¬اي (اينترنت، تلويزيون) بطور روز افزون، عملكردها (كار از راه دور، خريد از راه دور) و قدرت (تبادلات اقتصادي، سياست¬ها) حاكم بر شهرها را جذب مي¬كنند. توزيع اخبار، بحث و گفتگو، نمايش و فروش كالا فضاهاي بازي و جشن كه پيش از اين در فضاهاي عمومي تعبيه مي شدند، امروزه توسط شبكه¬هاي اطلاعاتي–ارتباطي ارائه مي¬گردند. اما رسانه¬اي شدن كنش¬هاي اجتماعي بايد بوسيله ايجاد فضاهايي براي فراهم نمودن زمينه¬ي برخوردهاي کالبدي و آداب اجتماعي جديد جبران شود. در گذشته يكي از پر جاذبه¬ترين عوامل و مقاصد سفرهاي شهري براي تردد، فعل خريد كردن محسوب مي شد. امروزه به نظر مي رسد كه تجارت الكترونيكي جايگزين اين نوع سفرهاي شهري شده است. در اين صورت لذت حركت در فضا، توقف و خريد كردن به شكل فيزيكي – واقعي از بين خواهد رفت. « ولي خريد سنتي که با رقباي الكترونيكي خود تركيب و تبديل شده از بين نخواهد رفت. فروشگاه¬هاي سنتي، تخصصي شده و جهشي به سمت وقوع اتفاقي خاص و فضايي آئيني با ارزش¬هاي نمادين خواهند داشت. تجارت نو؛ شهر را به سوي منطقه¬ي تفريحي و محل تعاملات اجتماعي توسعه خواهد داد. در آينده¬اي نزديك ما مي¬توانيم شاهد آن باشيم كه بخش¬هاي داخلي و سنتي شهر به موزه¬هايي باز مبدل گشته¬ و شاهدي از تخيلات و حافظه ي جمعي و پژواکي از تمايلات خود مردمان و گذشتگان آنان خواهند بود.» (Borsuk : 1996)
در دنياي امروز داشتن اطلاعات به معناي داشتن قدرت است. در نتيجه اگر به کمک اينترنت دسترسي به اطلاعات افزايش يابد و گستره¬ي استفاده از ارتباطات توسعه يابد، مي¬توان به فرصت‏هائي براي باز شکل بخشيدن به عرصه‏هاي همگاني و فضاهاي شهري دست يافت، فرصت‏هائي از اين دست:
 امكان دسترسي بسياري از جوامع در حال رشد به جامعه مدني.
 استفاده از فن‏‏آوري نو براي پاسخگوئي به نيازهاي انسان امروز
 اوقات فراغت و جاذبه‏هاي گردشگري

گو اين که محدوديت¬هائي نيز توسط رسانه¬هاي مجازي اعمال مي شود، از قبيل:
 خصوصيت شبکه هاي اجنماعي و قابليت جابه‏جايي و در دسترس بودن رسانه¬ها، اشتياق براي برقراري ارتباط با همنوعان و تبادل عقايد و افكار در فضاهاي شهري را به حد اقل مي‏رساند.
 ايجاد عملكردهاي از راه دور نظير خريد، آموزش، كار و ...، روابط متقابل توليد شده بوسيله آمد و شد براي انجام نيازهاي روزانه را کاهش مي‏دهد. امري که مي‏تواند كمبود فضاهاي ارتباطي– عمومي، براي برقراري ارتباطات رو در رو در شهرهاي كنوني را دو چندان کند.

هويت جديد فضاي عمومي
رقابت حوزه‏ها¬ي واقعي و مجازي، در زمينه¬ي باز تعريف عرصه¬ي عمومي مي¬تواند به ايجاد حوزه¬اي ترکيبي منجر شود که هر يک از دو حوزه پيش گفته، نقش¬هاي خاصي را هماهنگ با امکانات خود ايفا نمايند و به صورتي مکمل کاستي¬هاي ديگري باشند و در جهت توسعه تعاملي با ديگري نقش يابند. اتفاقي که مي‏توان هم اکنون شاهد آن بود: هم پوشاني فضاي مجازي و شبکه‏اي با فضا‏هاي موجود شهري در فضاهاي ترکيبي (هيبريد). "محيط¬هاي هيبريدي نظير نمايش معاملات بازار سهام توسط تلويزيون موجود در اتاق نشيمن، يعني توليد هماهنگي از فضاي واقعي و شبکه¬هاي رسانه¬اي. فضاهايي چند وجهي که در يک زمان حقيقي– مجازي، محلي– جهاني، ملموس– انتزاعي، شکل مي‏يابند. شبکه‏هاي شهري– رسانه¬اي جديد مي¬‏توانند سطوح مشترکي بين فضاي شهري و فضاي رسانه¬اي را خلق کند. استفاده از امکانات رسانه¬هايي چون تلفن، تلويزيون، اينترنت اين امر را ممکن مي¬سازد که گستره¬ي وسيعي از ارتباط متقابل ميان چندين نفر را فراهم آورد."(صابونچي، 1391)
شکي نيست که تغييراتي وسيع در انواع فضاهاي شهري رخ مي¬دهد. فن¬آوري نو مرز بين فضاي عمومي و خصوصي را دگرگون مي‏کند و به فضائي شکل مي‏دهد که هيچ يک از دو فضاي پيش گفته نيست ولي آثاري از هر يک از آ‏ن‏ها را در خود متبلور مي‏کند.
"با کاهش تقاضاي سفر شهري و نيز امکانات حمل و نقل عمومي مناسب¬تر، خيابان بار ديگر – بعد از انقلاب صنعتي و عصر ماشين – به قلمرو پياده مي¬پيوندد. خيابان فضايي زنده، متغير با قابليت اطلاع¬رساني –در بعد محلي و فرا محلي– مي¬گردد. تابلوهاي ديجيتالي که جداره شهري خيابان را شکل مي¬دهند، ضمن ايجاد تنوع براي اطلاع رساني و تبليغات، به عنوان نشانه¬ها و علائم شهري نيز به کار مي¬روند. جداره¬هاي شهري (اعم از ميدان يا خيابان) به پوششي از تصاوير ديجيتالي مبدل مي‏گردند"(بمانيان،1387). واقعيتي ترکيبي ظهور مي-کند، واقعيتي توسعه يافته که در مرکز ثقل آن محيط واقعي قرار دارد با همه امکانات فضاي مجازي. فضائي آکنده از واقعي و غير واقعي.

نتيجه
با بررسي فرصت‏ها و محدوديت‏هاي ايجاد شده توسط رسانه‏هاي مجازي مي‏توان گفت که در صورت تامين عرصه‏هاي همگاني براي برقراري ارتباطات رو در رو با خصوصيات فراغتي و جاذبه‏هاي گردشگري و استفاده از فرصت‏‏هاي حاصل از رسانه مجازي براي تقويت اين ارتباطات، مردم اجتماع و ازدحام را به پراكندگي و تفرق ناشي از فن¬آوري¬هاي ارتباطي – اطلاعاتي ترجيح خواهند داد. بودن در حضور ديگران در فضاي شهري، محيطي پويا زنده و مهيج را ايجاد نموده و شلوغي و غلغله ناشي از حضور جمعيت، خود بخشي از زندگي شهري و منشا لذت همگاني خواهد بود.
با توسعه¬ي روز افزون فن¬آوري اطلاعاتي و ارتباطي نياز مردمان به برقراري ارتباط کالبدي و چهره به چهره افزايش مي‏يابد و ارتباطات کالبدي و مجازي به صورت مكمل هم عمل نموده و فضاي تركيبي جديدي پديد خواهند آورد.

منابع
1) امامي، ف.، 1383، طراحي عرصه عمومي و فضاي شهري با بكارگيري لايه فن‏آوري اطلاعات- ارتباطات، پايان نامه کارشناسي ارشد، دانشگاه تهران.
2) بمانيان، م.، 1387، بررسي تحولات كالبدي شهر در عصر فن‏آوري اطلاعات، دومين كنفرانس بين المللي شهرداري الكترونيكي.
3) سيروس صبري، ر.، 1379، تأثير ارتباطات در كيفيت زندگي شهري، نشريه صفه، سال دهم، شماره 30.
4) ضياء صابونچي، ن.، 1391، مدياتک؛ فضاي شهري هزاره سوم، پايان نامه کارشناسي ارشد، دانشگاه آزاد اسلامي واحد تهران شمال.
5) مدني پور، ع.، 1379، طراحي فضاي شهري، نگرشي بر فرايند اجتماعي- مكاني، ترجمه فرهاد مرتضايي، تهران، شركت پردازش و برنامه ريزي شهري.

6) Paul virilio.htm/ the art of the motor (Minneapolis: University of Minnesota Press, 1995), pp.133-156.


 

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

آپلود مقاله

الزامی *

 

اجتماعات و خبرنامه

درباره شهر و منظر

درگاه مجازی شهرومنظر فضایی است برای انعکاس جدیدترین رویدادها ، فن آوری ها و مقالات علمی در حوزه مباحث شهرسازی ، معماری منظر ، معماری ، محیط زیست و میراث فرهنگی .این درگاه مجازی وابسته به فصلنامه تخصصی شهرومنظر است و به منظور ایجاد دسترسی آسانتر کارشناسان ، مدیران شهری ، دانشجویان ، اساتید دانشگاه و فعالان و صاحب نظران مسائل شهری راه اندازی گردیده است. 

نماد الکترونیک شهرومنظر