شما اینجا هستید: خانهمقالاتطراحی شهریگرافيك محيطی و تأثير آن در زندگی امروزی

گرافيك محيطی و تأثير آن در زندگی امروزی

منتشرشده در طراحی شهری
نوشته شده توسط  07 تیر 1393 1 نظر
این مورد را ارزیابی کنید
(2 رای‌ها)

گرافیک محیطی اعم از محیطهای باز و بسته، عرصهه ای گوناگون را در بر میگیرد، که در هر دوی اینها، نقش عمده آن (اطلاع رسانی) میباشد. محیطهای بسته شامل فضاهای داخلی کلیه ساختمانها اداری و تجاری، مترو و همچنین نمایشگاهها و فروشگاهها میباشد که در آنها با استفاده از اشکال و حروف و انواع تابلو، اطلاعات لازم به مراجعه کنندگان داده میشود.

در محیطهای باز نیز همچون پارکها، خیابانها و معابر شهر و اساسا کلیه فضاهای باز واقع در شهرها و محیط زندگی انسان، که طراحیهایی شامل: علائم راهنمایی و هشدار دهنده داخل پارکها، تابلوهای سردر فروشگاهها، طراحی ویترینهای مغازهها، علائم راهنمایی و رانندگی در سطح شهر، تابلوهای نام خیابانها و کوچه ها، باجه های مختلف خدماتی از قبیل تلفن، پست و...، در محدوده گرافیک محیطی قرار دارند. گرافیک محیطی نقش مهمی را نیز در تبلیغات ایفا میکند، از جمله در تبلیغات تجاری و تبلیغات فرهنگی. امروزه در سراسر دنیا واژه تبلیغات فرهنگی معانی خاصی پیدا کرده و آن هم براساس تعریف فرهنگ و تبلیغ از دید آن جامعه خاص است. در کشور ما نیز این تبلیغ حول محورهای خاصی دور میزند که مربوط به باورها و دیدهها و فرهنگ جامعه ماست و در اینجاست که دوباره صحبت از هنر به میان خواهد آمد، هنری که باید خادم جامعه باشد و اندیشهها و آرمانهای والای بشری را که سبب رشد انسان میشوند، جاودان و ماندنی کند به گونهای که بر همه اقشار جامعه تأثیرگذار گردد. هنرهای تجسمی، تجلیات عالی زبان بصری هستند و بنابراین ابزارهایی آموزشیاند که قیمتی بر آنها متصور نیست. اکنون وظیفه گرافیک محیطی این است که از نظر اجتماعی پیام مفیدی برساند و چشم را به واسطه ذهن جلب کند كه در نتیجه نظم لازم را برای دیدن آن سوی سطوح قابل رویت براي ذهن و در شناخت ارزشهای لازم برای یک زندگی کامل و لذت بردن از آن راهنمایي کند. رشد گرافیک محیطی به چند عامل وابسته است از جمله رشد کیفی فکری مدیریتها و وجود طراحانی باخلاقیتهای بالا. البته این رشد تنها به گرافیک بر نمیگردد، بلکه به مجموعه عواملی منتهی میشود که ساختارهای اخلاقی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی نیز در آن رشد یافته باشند. در گرفیک محیطی ابزارها و عوامل مختلفی برای ارائه اطلاعات وجود ندارد که از هرکدام برای بیان نوعی خاص از ایجاد ارتباط میتوان استفاده کرد. مثلا بالونها و تبلیغات روی وسایل نقلیه مربوط به گروه ایجاد ارتباط توسط سوژه های متحرک میباشند. همچنین بیلبوردها باید در مکانهایی مورد استفاده قرار گیرند که فضای اطراف آنها وسیع باشد، مانند بزرگراهها که اغلب مخاطب با سرعت بیشتری از مقابل آن میگذارد و باید به گونهای باشد که بهسرعت بتواند ارتباط لازم را برقرار کند.

نسبت میزان ارتفاع نصب بیلبورد با طول و عرض آن نیز از نکتههای حائز اهمیت است و باید بهطور دقیق محاسبه شود. با آنچه درخصوص آشنایی با گرافیک محیطی و اهمیت و نقش آن در جامعههای شهری گفته شد، به اختصار شرحی پیرامون اهمیت حضور گرافیک محیطی در روابط عمومیها بیان میشود. از آنجا که هدف روابط عمومی جلب مشارکت و همراهی افکار عمومی در زمینههای مختلف است و همچنین واحدی است که ارتباط کارکنان با مسئولان و نیز مسئولان با مردم را برقرار میکند، باید این رسالت خود را با استفاده از روشهای ویژه به خوبی انجام دهد. گرافیک محیطی یکی از مواردی است که میتوان با شناخت و بکارگیری اصولی آن در روابط عمومیها، برقراری ارتباطات یاد شده را گسترش داد. امر تبلیغ نیز در روابط عمومی نقش مهمی را ایفا میکند، تبلیغ به معنای تغییر افکار و اندیشه برای آنچه تبلیغ میشود. بهترین و گویاترین زبان برای این منظور، هنر گرافیک است. چرا که هنر گرافیک آینه شفافی از مسایل جاری و فرهنگی است و تمام لحظه ها و زیر و بمهای روحی و فکری جامعه را ثبت و منعکس میکند. بنابراین، هنر گرافیک در روابط عمومی اهمیت خاص خود را مییابد. گرافیک محیطی نیز بخشی از این هنر است: یعنی آنجا که مسئله ارسال پیام و دادن اطلاعات لازم به مخاطب در محیط کاری پیش میآید، گرافیک محیطی قدم بهعرصه میگذارد و نقش خود را ایفا میکند. برای مثال یک سازمان یا وزارتخانه را در نظر میگیریم که روزانه تعداد زیادی از افراد جامعه، آنهم با فرهنگها و نگرشهای متفاوت اجتماعی، به خاطر نیازی که دارند به آنجا مراجعه میکنند. در ابتدای ورود، گرافیک محیطی موجود باید به نوعی طراحی شده باشد که فرد برای رسیدن به قسمتی که لازم است به آنجا مراجعه کند، دچار مشکل و سرگردانی نشود و با دیدن تابلوهای مخصوص راهنما به راحتی به محلمورد نظر برسد. بنابر آنچه بیان شد، اولین اهمیتی که برای گرافیک محیطی قائل میشویم، همان برقراری ارتباط برای راهنمایی و اطلاعرسانی به مخاطب است و در دومین نقش خود، وظیفه زیباسازی محیط را برعهده میگیرد، زیرا انسان به طور ناخودآگاه خواهان زیبایی و توازن و تعادل و آراستگی است و از زشتیها و ناهنجاریها دوری میجوید، حضور در محیطی که همه عنصرهای آن بهطور صحیح در جای خود قرار گرفته باشد و رنگها در هماهنگی و تضاد، هرکدام به وظیفه خود به درستی عمل کنند، برای هر انسانی، به راستی لذتبخش است و روح خسته از کشاکش و مسائل روزمره زندگی او را به آرامش دعوت میکند. ارتباطات عصر حاضر فرمهای مختلفی را در برميگيرد، از ماهوارهها گرفته تا ساعتهاي مچی، اما علوم جدید نتوانستهاند جانشین فرمهای قدیمی ارتباطات از قبیل نوشتهها و علایم بشوند... .به هر صورت با توجه به اینکه جامعه به سرعت پیچیده ميشود، علایم نیز به همان صورت پیشرفت میکنند به طوری که وجود علائم زیاد، نوعی آلودگی تصویری را به وجود آوردهاست و امروزه ما سعی در گریز از آشفتگیهاي بصری داریم. طراحی گرافیک محیطی نه به تنهايي هنر است نه به تنهايي علم، بلکه شامل هر دو وجه است، طراحی باید مخلوطی از تأثیرات خلاقانه مؤثر باشد به صورت بررسی منطقی و تکنیک و اینکه چگونه کار باید انجام شود. نتیجه چنین ترکیبی باعث به وجود آمدن علائمی ميشود که به طور مؤثر با مردم ارتباط برقرار میکند. در گرافیک محیطی سعی ميشود با اتکا و با استفاده از تجربه های خلاق هنری شرایط مناسبي برای زندگی انسان معاصر بهوجود آید. در گرافیک محیطی پیوند انسان با محیط تصحیح شده، نکات غیرضروری و نادرست آن حذف و نکات ضروری آن مورد تأکید قرار گرفته و برجسته ميشود. در گرافیک محیطی اطلاعرسانی، سادهسازی و دریافت شدنی، بودن ارتباطات انسان و زیباييشناسی جدید و مناسب مورد توجه قرار ميگيرد. بخشی از عرصههای گرافیک محیطی به شرح زیر است:

گرافیک فضای باز

الف - نمای معماری (مواد، رنگ، ابعاد، طرح و ...)

ب - باجهها (ایستگاه اتوبوس، بلیت، تلفن، روزنامه، پلیس و ...)

ج - آب نماها

د - حجمهاي گرافیکی

ه – نورآرايي

د – تبلیغ (دیواری، بنرها و وسایل نقلیه، شیوههای دیگر)

گرافیک محیطی فضای بسته

در گرافیک محیطی فضای بسته هم ميتوان آن را به طور جداگانه اطلاعرسانی کرد که در مجموع ميتوان از دستههای زیر یاد کرد.

الف- ویترینها

ب- غرفه ها و فضاهای نمایشگاهی

ج- محیط هاي اداری و آموزشی

د- محیط خانگی

گرافیک محیطی علمی است که در آن چگونگی استفاده از فرمها، رنگها، نقشها و تصاویر گوناگون به شکل ماهرانه، اصولی و برنامهریزی شده در جهت بهتر ساختن و ساده شدن روابط، ارتباطات، ترافیک و همچنین کاملتر ساختن زیبايي محیط عمومی مطرح شده و مورد بررسی قرار گرفته است.

گرافیک محیطی و تأثیر آن بر جامعه

زمانی که یک ساختار گرافیکی در ارتباط مستقیم با اقشار مختلف یک جامعه شهری باشد و هدف آن ایجاد یک فضای زندگی مساعد و دلپذیر و هماهنگ ساختن با سن و فرهنگ و خلق و خوی افراد آن جامعه، از آن به عنوان گرافیک محیطی یاد ميشود. بدیهی است در صورتی که تدابیر مقتضی از طرف ادارهکنندگان در زمینههای مختلف در طراحی مناسب و اصولی عناصر تشکیلدهنده گرافیک محیطی صورت نگیرد، محیط زیست و زندگی شهروندان به صورت مکانی غیرقابل تحمل و متشنج درخواهد آمد. عوامل معینی چون جغرافیای محیط، آب و هوا، نور خورشید، میزان بارندگی، نوسان حرارتی، پوشش گیاهی و... به عنوان بخشهای طبیعی و زیست محیطی و مجموعه عواملی چون نوع معماری و مواد و مصالح، فضاهای آمد و شد، میزان تردد و... به عنوان بخشهاي ساخته شده ناشی از حضور انسان عواملی است که طراح در جریان کار خود باید آنها را بشناسد و مورد توجه قرار دهد.
 

رومینا حماطی

 

 

 

Web designer

Honorary member of eJournal shahromanzar

Other activities,photographer

Art and Fine Art at the channel top publishing photos Click to subscribe
You can also follow my activities on Instagram

if u want to know more than about me visit my website
 

1 نظر

  • پیوند نظر رومینا حماطی رومینا حماطی شنبه, 07 تیر 1393 ساعت 11:21

    گرافیک محیطی دیالوگ هنرمند با محیط است
    مهمترین نکتهای که باید به آن توجه کرد این است که امروزه تبلیغات از هنرِ گرافیک بهره میگیرد تا به اهداف خود دست یابد. گرافیک لزوماً یک حوزه بصری است که از دوران کهن با هدف انتقال مفهوم و زیبایی بصری از آن استفاده میشد. هنر، زیبایی را در نهاد خود دارد. ما در این جا به مفهوم اصیل هنر نزدیک میشویم و از این منظر، هنر نازیبا دیگر هنر نیست. ایرانیان باستان قبل از هخامنشی این هنر را در اختیار داشتند و از آن استفاده میکردند. فرش ایرانی یکی از زیباترین گرافیکهای دنیاست. طراحان آن نهایت سلیقه را به کار میبرند تا اثری زیبا خلق کنند. تغییر و تحولات تاریخی جبراً شرایطی را ایجاد کرد که این شرایط لزوم اطلاعرسانی را در تمام زمینههای اجتماعی، سیاسی، خبری، عبادی و تجاری افزایش داد و کاربرد ابزاری با نام گرافیک نوین مطرح شد. بنابراین، امروزه گرافیک نه تنها به عنوان یک هنر، بلکه به عنوان عامل رسانهای عمل میکند.

    همانطور که گفته شد، گرافیک تبلیغات نیست. بحث تبلیغ مربوط به دانش دیگری است که طراح گرافیک از آن دانش بی بهره است. تفاوت تبلیغات و گرافیک از این عامل ناشی میشود که اطلاعرسانی تبلیغی با نوعی مبالغه همراه است. تبلیغات برای دستیابی به اهداف تجاری، سیاسی و اجتماعی تمام ابزارها را به کار میگیرد. در واقع ادبیات، موسیقی، نقاشی و شعر در ترکیب با یکدیگر و برای انتقال پیام به مخاطب مورد استفاده قرار میگیرند. کارهای گرافیکی گذشته از بعد اطلاعرسانی و قابلیت استفاده برای مخاطبان، آهنگهای بصری یک جامعه هستند. آثار گرافیکی به میزان زیادی تولید میشوند و قسمت اندکی از آثار به حیطه هنر وارد میشود. این یک نگاه هنرمندانه (و نه صرفاًً یک نگاه مصرفگرایانه و منفعتطلبانه) است. امروزه به سبب گسترش شرکتهای تبلیغاتی تعداد طراحان هنرمند رو به کاهش است. در تمام دنیا طراحان در مکانهایی که به امر تبلیغ میپردازند، حضور دارند و خواستههای کمپانی تبلیغاتی را در قالب تصاویر و گرافیک بیان میکنند.

    میتوان نتیجه گرفت طراحان گرافیک هنرمند نیستند چرا که اندیشه تداعی شده در اثر، اندیشه خودِ طراحان نیست.اندیشهای به آنها عرضه شده است و آنها تنها ارتباطگرانی قلمداد میشوند که اندیشه را طراحی میکنند. چنین فعالیتی یقیناً هنری نیست بلکه نوعی مهارت است. آنها با تخصص و دانش و مهارت علمیخود به طراحی میپردازند. تمام طراحان هنرمند نیستند بلکه آنها به میزان دخالت اندیشه خود در خلق اثر، هنرمند خواهند بود. اگر میزان دخالت در خلق اثر افزایش یابد به همان میزان بیشتر هنرمند خواهند بود. اگر در تمام دنیا 10 میلیون طراح گرافیک داشته باشیم، کمتر از یک درصد آنها هنرمند خطاب میشوند.

    هنرمندان افرادی هستند که دیالوگهای جدید را کشف میکنند و این دیالوگ در جامعه عرضه شده و تأثیر میگذارد. تمامیآثار گرافیک، تاریخِ عرضه خاص خود را دارند. برای مثال یک کارگردان تئاتر پوستر مربوط به کار خود را در معرض مخاطبان قرار میدهد تا اطلاعرسانی لازم انجام شود. تا زمانیکه تئاتر بر روی صحنه است و اجرا میشود این پوستر عملکرد رسانهای خود را دارد و بعد از آن محو خواهد شد.

    اما برخی از پوسترها و طراحیها فراتر از زمان و مکان خود حرکت میکنند. امروزه این آثار را میتوان در موزهها دید و از آن بهره مند شد. در میان تمام طراحان میتوان به طراحان مؤلف اشاره کرد. طراحان مؤلف کسانی هستند که ارزشهای هنری، فکری، اعتقادی و نوع نگرششان در طرح و اثر جاری است. آثار طراحان مؤلف از جمله آثاری است که علاوه بر عملکرد اطلاعرسانی به عنوان آثار هنری آن قوم حفظ میشود. آثار آنها را میتوان در تمام موزههای دنیا یافت که حتی سفارشدهندگان اولیهآن اثر از آن بیاطلاع هستند. وجود نفوذهای مداخله جویانه نه تنها در ایجاد آثار هنری بلکه در وظایف یک هنرمند خلاق خدشه وارد کرده است. آثار تولیدی در برخی موارد تنها نگاه مصرفگرایانه دارند و این آثار تا مدتها باقی نمیمانند و تأثیرگذار هم نخواهند بود.

    گرافیک را بر اساس عوامل گوناگونی تقسیمبندی میکنند. یک نوع تقسیمبندی بر مبنای محتوای طرح است که محتواهای گوناگون را شامل میشود: «گرافیکی که محتوای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی دارد». اهداف گرافیک سیاسی و تجاری در یک راستا قرار میگیرد با این تفاوت که نوع محتوا و آنچه به مخاطب عرضه میشود، متفاوت است.

    اهداف این نوع گرافیکها از آن جهت مشابه یکدیگر است که اطلاعرسانی آن به نفع صاحبان قدرت و ثروت است، در کل اطلاعرسانی به شیوهای است که نهایتاً منافع صاحبان قدرت و ثروت را تأمین خواهد کرد. گرافیک سیاسی را میتوان گرافیک ایدئولوژیکی نامید که در آن ایدئولوژی مورد نظر به فروش میرسد. گرافیک تجاری را باید شاخهای از گرافیک دانست که هدف آن فروش و عرضه کالا است. تجاری یا سیاسی بودن ویژگیهایی است که زمینه فعالیت طراحان را مشخص میکند. گرافیک فرهنگی نوعی از گرافیک است که هدف آن تنها اطلاعرسانی خواهد بود. اطلاعرسانی در گرافیک هنری و فرهنگی به قصد آگاهی است اما در گرافیک سیاسی و تجاری آگاهی که ایجاد میشود در خدمت منافع صاحبان قدرت و ثروت است و به نوعی اغوا و فریب مخاطب را در پی دارد.

    تقسیم دیگر بر مبنای وسایل ارتباطی است که کار گرافیکی را منتشر و در مکانهای دیگر تکثیر میکنند. نباید فراموش کرد که گرافیک امری است که باید تکثیر شود و فعالیت هنرمند، گرافیک بر مبنای تکثیر است. این تقسیم بر مبنای سیستم چاپ و تکثیر است که بعد از قرن پانزدهم و ظهور صنعت چاپ پدیدار شد. سیستمهای چاپ و نشر موجب شدند که مطبوعات و کتابهایی با پهنای وسیع منتشر شوند و با تحولاتی چشمگیر نوع خاصی از گرافیک را به کار گیرند. در آن زمان گرافیک بسترهای تازهای یافته بود و در چارچوب آن فعالیت میکرد که امروزه از آنها با عنوان گرافیک مطبوعاتی و گرافیک انتشاراتی یاد میکنند.

    امروزه کاربرد گرافیک را در رسانههای تصویری میتوان دید و اهمیت گرافیک به مراتب افزایش یافته است. باید این نکته بیان شود که هر آنچه شما میبینید گرافیک است. پیدایش وسایل ارتباطی جدیدتر نظیر تلویزیون سبب شد که رسانههای جدید جایگزین رسانههای قبلی شوند.

    بخشی از طراحان گرافیک در زمره طراحان تلویزیونی قرار میگیرند که ابزار کار آنها متفاوت است. تفاوت در نوع ابزار به سبب تحول در شیوه پخش و تکثیر است. پیامها از طریق رسانههای الکترونیکی و نه فقط رسانههای مکتوب منتشر میشوند. رسانههای مکتوب نظیر مطبوعات و کتابها گرافیک خاص خود را دارند اما در مورد رسانههای الکترونیکی نظیر تلویزیون بحثی کاملاً متفاوت مطرح است. این نوع ابزارها ماهیتاً در بکارگیری هنر گرافیک با یکدیگر متفاوتند. برای مثال گرافیک تلویزیونی با نور کار میکند؛ اما در مطبوعات با وجود انتشار وسیع نمیتوان با نور کار کرد. در یک برنامه خبری مطالبی نظیر اینکه: «گوینده خبر چه کسی است؟ فضای پشت گوینده و دکور چگونه باشد؟ میزان نور چگونه تنظیم شود؟» را باید مدنظر قرار داد. رعایت این اصول سبب میشود برنامه از لحاظ زیبایی در نظر مخاطب جذاب باشد.

    میتوان نتیجه گرفت که شیوه کار و محتوا به فراخور نوع رسانه تغییر کرده است. طراحان گرافیک این نکته را در نظر میگیرند که تا چه میزان فعالیت و اثر هنری آنها فرهنگ بصری را تقویت میکند. فعالیت هنری آنها میتواند فرهنگ بصری مخاطبان را تقویت و تضعیف کند. تنها مسئله برای طراحان رضایت صاحبان قدرت و ثروت نیست و در کنار آن باید به تأثیر کار خود توجه کنند؛ بیان بصری آنها تا چه اندازه در اعتلای فرهنگ بصری افراد تأثیر گذاشته است.

    ویژگی دیگری که برای هنر مدرن قائلیم این است که هنرهای موزهای رنگ باخته است. امروزه آثار گرافیک در بخشهای مختلف صنعت، تجارت و سینما، افراد بسیاری را تحت تأثیر قرار میدهد. در بخش گرافیک تلویزیونی زیباترین بازیگران حضور دارند و این بیانگر جذابیت بصری رسانههای الکترونیکی نوین است. بصری شدن رسانهها سبب میشود که زیباترین عناصر، دکورها، اشیا را به کارگیریم تا مخاطب را تحت تأثیر قرار دهیم.

    پیدایش گرافیک محیطی به قرن بیستم باز میگردد. در گذشته طراحی بر روی اجسام با دو بعد انجام میشد ولی امروزه طراحی از دو بعد طول و عرض، روی بعد سوم یعنی جسم قرار میگیرد. گرافیک محیطی به این نکات توجه میکند که طراحی ساختمانها چگونه باشد؟ چرا که این ساختمان و نما در معرض دید افراد قرار میگیرد و نظر افراد خودآگاه یا ناخودآگاه به سمت این بناها جلب میشود. در واقع طراحی محیط عمومی و آنچه در بستر جغرافیایی خاص نظیر طراحی میدانها، کنارههای خیابانها و غیره است. فضاهای مورد نظر میتواند باز یا بسته باشد.

    کاربرد این نوع گرافیک در آن است که محیط زندگی بر رفتارهای ما تأثیر میگذارد. اگر نماي خیابانها از نظر زیبایی بصری مناسب باشد و ارتباط عناصر حاضر در محیط در ارتباط با یکدیگر رعایت شود، افراد خیلی راحتتر و آسودهتر زندگی میکنند.

    اگر از لحاظ زیبایی بصری ناهنجاری باشد، ارتباط صحیح بین عناصر در محیط بر قرار نباشد، طبیعتاً افراد در این نابهنجاریها رشد میکنند و رشد در شرایط نابهنجار رفتار افراد را تحت تأثیر قرار میدهد. اگر خیابانهای شهر ما زیبا باشد و حقوق شهروندی رعایت شود بر رفتار و الگوی عمل ما مؤثر خواهد بود و از فشارهای روانی ناشی از محیط نابهنجار کاسته خواهد شد.

    هدف زیباسازی، انتقال پیام در راستای ایجاد امنیت خاطر است؛ نوعی آرامش برای افرادی که در معرض محیط قرار میگیرند. از سوی دیگر باید دانست که هر طرح گرافیکی بر افراد جامعه تأثیر میگذارد و اگر هارمونی جامعه به شکلی زیبا رعایت شود اینهارمونی زیبا سایر بخشها را تحت تأثیر قرار میدهد.

    میتوان از گرافیک محیطی به عنوان مقدمهای برای تبلیغات محیطی یاد کرد. تبلیغات محیطی حوزهگستردهتری از گرافیک محیطی را در برمیگیرد. در گرافیک محیطی مهم دیده شدن است اما در تبلیغات محیطی نه تنها دیده شدن هدف است بلکه انتقالاندیشه ای که در پیام تبلیغاتی نهفته است و درک پیام از سوی مخاطب از اهمیت بالایی برخوردار است.

    تبلیغات محیطی تبلیغاتی است که در محیط عمومی عرضه میشود و بسترها و ابزارهای تبلیغاتی خاص خود را دارد. تبلیغاتی که در بنرها، بیلبوردها، بدنه اتوبوسها و... دیده میشود. این ابزارها و بسترها هر یک کارکرد خاص خود را دارد و با توجه به مکان مورد نظر مورد استفاده قرار میگیرد.

    در تعریف تبلیغات میگوییم: "تبلیغ مؤثر آن است که بر روی ذهن شما و نه چشم شما تأثیر بگذارد و بهگونهای باشد که پیام انتقالی در ذهن شما حک شود". مثلاًً اگر فیلمی را با عنوان تبلیغات محیطی تبلیغ میشود بتوان با دیدن تبلیغ، نوع فیلم را تشخیص داد. مخاطب به این درک برسد که 1- این فیلم از چه محتوا و مفهومی برخوردار است؟ 2- فیلم در رده چه نوع فیلم هایی و با چه محتوایی قرار میگیرد؟ 3- نوع فیلم تراژدی، کمدی یا حماسی است؟

    طراحی تبلیغات محیطی سه مرحله را شامل میشود. نخست باید گرافیک و طرح به خوبی دیده شود. آنچه در این مرحله اهمیت دارد «خوب دیده شدن» است. گرافیک باید به گونه ای طراحی شود که دیده شود. برای این کار ترفندهای گرافیکی باید در آن به کار رود که شما آن را ببینید. مرحله بعد انتقال پیام است. مرحله سوم، باید اندیشه نهفته در اثر به خوبی درک شود. چنانچه گفتم؛ تبلیغات محیطی به هدف و اندیشه بازمیگردد و اینکه اندیشه نهفته در اثر، بر مغز و ذهن شما تأثیر بگذارد.

    واژه تبلیغات مربوط به بازاریابانی است که با ارتباطات و سرمایه خود با رویکرد تجاری و اقتصادی چنین فعالیتهایی را خصوصا به عنوان امری رایج در جامعه انجام میدهند. البته پروپاگاندا نوع دیگری از تبلیغات است که در اختیار منافع قدرت و دولتمردان است و در پروپاگاندا و تبلیغات تجاری نهایتاً دولتها و کمپانیهای تبلیغاتی تصمیم گیرنده هستند.

    نباید فراموش کرد که گرافیک محیطی جنبه زیبایی شناسانه دارد و به هیچ وجه در آن جنبه تبلیغاتی مدنظر نیست. در تبلیغات سعی بر آن است که در ابتدا کالایی را به مخاطب نشان دهیم و نهایتاً آن را به فروش برسانیم. این فروش میتواند سیاسی، تجاری، اجتماعی و فرهنگی باشد. برای تأثیرگذاری باید در طراحی تبلیغاتی از کاراکترهایی که مخاطب با آن احساس نزدیکی میکند استفاده شود. این کاراکترها اگر برخاسته از جامعه، فرهنگ و تمدن مخاطبان باشد بسیار بهتر عمل میکند. به همین دلیل در تبلیغات محیطی سعی میشود به کاراکترهای بومی آن منطقه توجه شود.

    از یک سو صاحبان سرمایه، قدرت تأمین منابع و مدیریت این تبلیغات را بر عهده میگیرند و از سوی دیگر کارکرد تبلیغات این است که بر سلایق واندیشههای افراد تأثیر بگذارد. این تبلیغات میتواند اندیشهای را تخریب کند یا آن را ارتقاء بخشد. عدم سازماندهی مناسب میتواند آلودگیهای بصری بسیاری را در جامعه ایجاد و به رشد نابهنجاری ها منجر شود.

    من به تبلیغات جامعه خودمان اشاره میکنم که تبلیغات محیطی در ایران در واقع تبلیغات نیست بلکه گرافیکهای بزرگی است که هیچ ایده ای را در آنها نمیبینید. همان طور که گفته شد تبلیغات مؤثر بر روی ذهن شما اثر میگذارد. در کشور نمیتوان به نمونههایی عینی اشاره کرد که در ذهن شما باقی بماند و حک شود. عموماً تبلیغات فیلم های سینمایی ما در تابلوهای بزرگ انجام میشود اما متأسفانه تبلیغ ضعیف نمیتواند راهنمای مناسبی در تشخیص محتوای فیلم باشند. نیویورک خود بنیانگذار تبلیغات محیطی در جهان است اما به ندرت میتوان شرکتهای تبلیغاتی را در آن جا یافت. باید گفت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با صدور مجوزهای پی در پی به تسریع نابهنجاریهای محیطی پرداخته است چرا که سالیانه مجوزهای بسیاری برای تأسیس شرکتهای تبلیغاتی ایجاد میشود. موسسان شرکتهای تبلیغاتی تنها با هدف کسب درآمد بیشتر و سودآوری کلان این طرحها به فعالیت میپردازند. در حالیکه تمام تابلوها و بسترهای تبلیغاتی ما میتوانستند از نظر اندیشه حائز اهمیت باشند و بعد آن اندیشه اثر است که میتواند بر روی اندیشهها تأثیر بگذارد. روزانه تنها تابلوها و بیلبوردهای رنگارنگی را میبینیم که نه تنها مخاطب را جذب نمیکند بلکه او را دلزده میکند.

    زمانی میتوانیم شرایط مطلوب را در زمینه تبلیغات محیطی فراهم کنیم که نیاز آن در جامعه ما ایجاد شود. ایجاد کالا و محصولات گرافیکی مناسب به خاطر نیازی است که در این زمینه احساس میشود. اگر کشورهای غربی به فناوری های لازم در این زمینه دست یافتند، به سبب نیازی است که در آن کشورها مطرح میشود. تا زمانی که نیاز به تبلیغات مطلوب در جامعه ما ایجاد نشود یقیناً شرایط تبلیغات و گرافیک محیطی ما به وضع مطلوبی نخواهد رسید. یک امر گرافیکی فعالیتی ارتباطی است. امر ارتباطی به مانند هرمی سه ضلعی است که از سه وجه برخوردار است. گرافیک محیطی زمانی میتوانند به حد متعالی برسند که عناصر این هرم نظیر فرستندگانی آگاه، ارتباطگر یا طراح آگاه و جامعهآگاه را داشته باشیم.

    بخشی از مشکلهای ما مربوط به مدیریت است. بارها دیده شده که طراحیهای ناب از سوی افراد غیرکارشناس در بخش دولتی طرد میشود. این در حالی است که این افراد دانش و مهارت لازم را در تأیید و عدم تأیید ندارند. اگر در کشوری طراحان گرافیک به صورت مناسب فعالیت کنند و دانش و مهارت لازم را داشته باشند به تنهایی کارآمد نخواهد بود و مشکلی را حل نمیکند. باید برای حل مشکلات به هر سه ضلع هرم توجه داشت.

    بخش دیگری از کاستیها به طراحان و گرافیستهای ما بازمیگردد. طراحان ما مقلدانی هستند که تنها به تقلید از الگوهای غربی میپردازند. آنها با ترویج یک شیوه طراحی خاص در غرب به سرعت آن را در طرحهای خود استفاده میکنند اما آیا اندیشیدهاند که نوع و شیوه طراحی آن مخصوص جامعه غربی است؟ این شیوه طراحی با توجه به خصیصههای فرهنگی آن جامعه ایجاد شده است. برخی طرحهای ما تقلیدی صرف از غرب است. کاراکترهای عرضه شده در طرح باید با فرهنگ بومیما سازگار باشد. بارها من به این نکته اشاره کرده ام که اگر سفارش دهندگان ما کژسلیقه شدهاند به خاطر طراحان کژسلیقه ای است که کیفیت کارهای آنها ناچیز است. مخاطبان و سفارش دهندگان ناچارند از محصولاتی با کیفیت اندک تنها یکی را برگزینند.

    در کنار آن طراحان ما باید این نکته را در نظر بگیرند که هیچ کس در تئوری، طراح نمیشود؛ به هنر باید در کوششهای عملی دست یافت. نیروی انسانی ماهر باید در مراکز آموزش عالی تخصص لازم را کسب کند و تبلیغات را به شیوه علمی فرا گیرد. حضور اساتید مجرب و افراد متخصص در مراکز آموزش عالی میتواند دانش و مهارت لازم را در اختیار دانشجویان قرار دهد. با فرهنگسازی در مخاطبان میتوانیم بستر مناسبتری را برای تبلیغات خود فراهم کنیم.

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

آپلود مقاله

الزامی *

 

اجتماعات و خبرنامه

درباره شهر و منظر

درگاه مجازی شهرومنظر فضایی است برای انعکاس جدیدترین رویدادها ، فن آوری ها و مقالات علمی در حوزه مباحث شهرسازی ، معماری منظر ، معماری ، محیط زیست و میراث فرهنگی .این درگاه مجازی وابسته به فصلنامه تخصصی شهرومنظر است و به منظور ایجاد دسترسی آسانتر کارشناسان ، مدیران شهری ، دانشجویان ، اساتید دانشگاه و فعالان و صاحب نظران مسائل شهری راه اندازی گردیده است. 

نماد الکترونیک شهرومنظر